صاعد الأندلسي
76
التعريف بطبقات الأمم
اين هنر را بهطور كامل فرا نگرفتهاند ، بلكه هدف ايشان از آن دانش فقط خدمت به پادشاهان بوده است ؛ مگر از زمان أمير محمّد بن عبد الرحمن أوسط أموي كه أحمد بن اباى قرطبى در زمان وى صناعت طبّ را به خاطر شرافت ذاتي آن فراگرفت . « 1 » اندلسيان پيش از ابن ابا ، بهنظر قاضى صاعد در طبّ بر گروهى از مسيحيان تكيه داشتند كه نه در آن باب ونه در زمينه علوم ديگر هيچ تخصّص ، تحقيق واطلاعى نداشتند وفقط به يكى از كتابهاى مسيحيان كه در اختيار داشتند به نام الابريم « 2 » به معناى « جامع ومجموع » مراجعه مىكردند . قاضى صاعد از بازگويى اهميّت مشرق اسلامى براي اكتساب علوم اندلسيان نيز غافل نگشته ومتذكّر شده است كه دانشوران اندلسى براي دانشافزايى ويادگيرى علوم پيوسته بدانجا سفر مىكردند واز آن سرزمين با مشت پر ، به اندلس باز مىگشتند وكتابهاى گوناگون وجامعي تأليف مىكردند كه از سويى ميراث فرهنگى مشرق زمين را كه خود آميزهاى از مواريث ملل گوناگون بود ، در برداشتند واز ديگر سو ، جامع ميراث
--> ( 1 ) . ص 261 . ( 2 ) . در نسخههاى مختلف التعريف بطبقات الأمم ، نام اين كتاب به صور مختلفي آمده ونمىتوان بدقّت مشخّص كرد كه چه كتابي بوده است . شيخو ( تعليقات ، 78 ) آن را « البرشيم » خوانده درحالىكه در نسخه « البريم » محسوستر است . امّا بلاشر در ترجمهء خود ( 120 . ) آن را به صورت misirbI - LA » برگردانيده كه نه در چاپ قاهره كه مورد استفادهء وى بوده ، آمده ونه حتّى در يكى از نسخههاى مختلف ديگر وسپس وى ( همان جا ) دو احتمال را مطرح مىكند : يكى اينكه اين كتاب همان الابريسيم تأليف يحيى بن إسحاق وزير عبد الرحمن الناصر بوده باشد وديگر اينكه منظور كتاب الفصول بقراط بوده باشد كه ( msirohpA ) نام داشته است . البتة دقّت در خود متن كتاب قاضى صاعد هر دو احتمالي را كه بلاشر مطرح كرده ، مردود مىسازد ؛ زيرا اوّلا وى زندگى يحيى بن إسحاق را شرح داده واز كتاب وى به عنوان « كنّاشى در طبّ كه پنج بخش دارد ووى در آن روش روميان را در پيش گرفته » ياد كرده است ؛ ولى زمان وى بعد از دورهاى است كه مورد بحث قاضى صاعد است ، يعنى وى دورهء قبل از حكومت أمير محمّد بن عبد الرحمن دوم را مىپژوهد ، نه دورهء بعد از عبد الرحمن الناصر را وبنابراين اگر به فرض كتابي به نام الابريسيم هم تأليف كرده باشد . ارتباطي به مورد بحث پيدا نمىكند ؛ ثانيا وصفهايى كه قاضى صاعد از آن كتاب داده ، بسيار واضح وقاطعاند : آن را از كتابهاى مسيحيان مىشمارد . درحالىكه فصول بقراط چنين نبوده ومعناى لغوى آن را « جامع ومجموع » دانسته كه باز هم ارتباطي با فصول بقراط نمىيابد ( نك : رينولد ، 234 ) . بنابراين بهنظر مىرسد كه اين نام همان « البريم » تحريف شدهء « هرباريم » به معناى « مجموعهء گياهان طبّى » بوده باشد .